خرید بک لینک

درباره سایت

شروعی دوباره

امکانات وب

خبر رفتن خانم دکتر وکیل بدجوری غمگینم کرد آخه خانم دکتر هم می خواد بره ،برای فوق دکتراش می خواد بره نروژ...

یک حس خاصی دارم که قابل توصیف نیست ما چندین ساله که باهم کارمی کنیم و در قسمت برنامه ریزی باهم فعالیت داشتیم

برچسب: نویسنده: پرنیا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 17:11

دلم شکسته خیلی زیاد!!! یه روزی ، یه جایییه دل شکوندمیکی عاشقم شد و بپاش نموندمچه آسون چه راحت ازش گذشتمدلم رو به قلبی دیگه سپردمپریشنو گریون و دل شکستههنوزم به هیچکی دلی نبستهچقدر میگفت دوبارهدوباره برگردچه روزا که بی من تنهایی سر کرداما حالا که دارم فکر میکنم میبینم انگاراونی که باخته بازی رو فقط من بودم این بارحتی یه بار نشد که بعد از اون عشقو ببینماز شدت عشق از رو لبی بوسه بچینمپشیمونــادامه مطلب

برچسب: شکسته,خیلی,زیاد, نویسنده: پرنیا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:56

بالاخره دست سرنوشت کار خودش رو کرد و من هم ازدواج کردم دقیقا روز پنج شنبه مورخ ۱۱/۸/۱۳۹۱ حدود ساعت ۱۴:۳۰ بالای سر حضرت عقد کردیم و داستان ازدواج من و مجید هم شروع شد این مدت خاطرات بسیار زیادی در ذهنم حک شده که دلم می خواد سرفرصت تمامشون رو بنویسم اما شیرینترینش روزها وساعاتی هست که من و مجید باهم هستیم و شاید سخترینش استرسی باشه که این روزها دارم هر چند امام رضا مثل همیشه همه ی کارها رو روبادامه مطلب

برچسب: ازدواج,مجید, نویسنده: پرنیا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:56

امشب خیلی دلم گرفته بود....یکدفعه یاد وبلاگم افتادم اصلا فکر نمی کردم بعد از پنج سال هنوز پا برجا باشه... حرف برای گفتن زیاد دارم,حرفهایی که نمی شه به کسی گفت,یعنی درد دلهای درونیه و گفتن هم نداره... اما می خوام اینجا بگم همه رو بگم و اروم بشم.. نزدیک پنج سال از ازدواج من و مجید می گذره وحاصل این ازدواج هم تولد پسرم امیرحسینه... گفتنی ها زیاده و یکی یکی همش رو می نویسم و دفتر خاطراتم ثبت می کنم.ادامه مطلب

برچسب: شروعی,دوباره, نویسنده: پرنیا اسدی‌پور تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 5:56

صفحه بندی